از 4 مرداد تا امروز که 15 مرداد است ، فقط 11 روز است
این 11 روز اما برای زندانیان بند 305 اوین که این روزها در انفرادی در اعتصاب غذا هستند هم 11 روز است؟
یعنی به همین سادگی که من می نویسم 11 روز و شما هم می خوانید 11 روز، آنها هم این دقیقه های دردناک ، این ثانیه های پر انتظار، این ساعت های تلخ را فقط در قامت 11 روز دیده اند، کشیده اند؟
ثانیه ها دراز می شوند، تلخی و ناامیدی و ناتوانی که زاده 11 روز بی غذایی ست هر آن و هر لحظه زخم می زند به پیکر روح و جان و اگر جانی مانده باشد که روحی را درکالبد حس کند!
خیالشان هم نیست!
انگار نه انگار ! مگر با فجایع کهریزک آب از آب تکان خورد ؟
مگر خمی به ابرو آوردند بابت خون های روز عاشورا؟
مگر ابایی دارند ار کهریزک دوم و سوم ؟
مگر بی پناه تر از زندانی پیدا می شود که پلیس ضد شورش را ریختند به زندان؟
11 روز،17نفر در اعتصاب غذا و انفرادی
و کسی چه می داند که چند نفر، چند صد نفر از نزدیکانشان، دلنگران، افسرده و بی قرار!
می بینید این 11 روز ، شبیه گذران 11 روز از یک عمر نیست
که دقیقه هایی است که هر کدامش کارکرد چند سال درد و زخم را دارند که پیر می کند، فرتوت می کند، زخم می زند…
کاش می گذاشتند پیام میرحسین، پیام آیت الله زنجانی و… به گوششان برسد که آزاد مردان دست از اعتصاب بردارید…
……….
چقدر تلخ که این دستان اینقدر ناتوانند
اینقدر که هیچ کاری جز فشار کلید های کیبورد از آنها ساخته نیست انگار!
خدایا هر روز و هر شب ملتمسانه می خوانمت که اللهم فُکَ کل الاسیر
و امشب و امشب دوباره و صد باره و هزار باره
بی آنکه بدانم تسبیح را باید چند دور بگردانم تا به تعداد سر افرازان در بند این جمله را زمزمه کرده باشم
اللهم فُکَ کل الاسیر
