۱۳۸۹ تیر ۱۹, شنبه

پیکار

می نشینم پای کامپیوتر

کشتی می گیرم با خاطره ها

خاطره های این یک سال

با تاریخ!

حریف خاطره ها نمی شوم.

با تاریخ هم که نمی توان زور آزمایی کرد.

می جنگم با اوج گیری این احساسات که تنها حاصلش دست و پا گیری ست

خاطره ها مقابل چشمانم نقش می بندد و بلافاصله پشتم تیر می کشد

لایروبی شان می کنم

همه چیز باید سر جایش بماند به جز عرقی که می نشیند روی شقیقه هایم، به جز بندِ دلم که یکهو پاره می شود

می نشینم پای کامپیوتر گرد و خاک خاطره ها را می گیرم.

می روم به جنگ تکثیر بی حد و حصر احساساتم

و زمزمه می کنم که «دل قوی دار!»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر